شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

*آسمان*

+ وقتي سيد محمدطاها نماز ميخونه!!! :)

*آسمان*
فک کنم اگه دختر بود انقد برام جذابيت نداشت :دي :)
خدا حفظشون کنه انشاالله :)
*آسمان*
ان شا الله...
ماشالله:)
*آسمان*
سلام مسافري :)
ماشاالله :)
*آسمان*
:)
مگه پسر هستن؟؟:-/
سلام آسماني....:)....آخه واقعا چرا ؟:(
*آسمان*
پ ن پ دختره اسمش رو گذاشتيم محمدطاها :دي /// چرا ناله مسافر؟؟؟
*آسمان*
ممنون جناب عابديني. :)
*آسمان*
خودش خواست چادر سرش کنه.... هنوز بلد نيست حرف بزنه با کليـــــــــ ايما و اشاره بهمون حالي کرد که چادر ميخواد :دي
*آسمان*
مسافر چي چرا؟؟؟!؟!؟
پوشاندن لباس زن ومرد بهم ممنوعه وياد دهي وتشويق وتاييد ضمني بچه به اين كار اشتباه بزرگتر ..وثبت چنين واقعه اي ديگه كلا جيز .. نشر چنين كاري كه ديگه كلا اعدام
چرا فكر ما بي بچه ها نمي كني؟ازين عكسا ميذاري ما از كجا الان بچه بياريم:(هان؟
*آسمان*
جناب سيدالکريم وقت کرديد يه رساله بيرون بديد ... :دي // بچمون ازون مرداي با خداست.... :دي
*سحربانو*
اقازاده س ؟:دي
*آسمان*
مسافر جان من الان لحظات شيرين رو گذاشتم اگه شيطنتاي ديگه رو بگم...ازين هوسا نميکني!!!! // سحر: برادرزادس :دي
آخي پسره چادر سر کرده؟چه نمکه:)خدا حفظش کنه:)
*آسمان*
پسرههههههه....ممنون :)
*سحربانو*
ها گفتم شايد..:دي خدا حفظش کنه:)
*آسمان*
سحـــــــــــــــــــــــر....!!! ببينم تو رو من :دي ... ان شا الله...
*سحربانو*
قرار بود چي مهمونم کني؟ اب زرشک؟:)
ص . حيدري
خداحفظش کنه:)
*آسمان*
يخ در بهشت ترش ... :دي
پروانگي
چرا چادر سرش کرده اقا سيد محمد طاها ؟ :دي
*سحربانو*
ها همون:)
*آسمان*
بچمون فک کرده فقط با چادر ميشه نماز خوند :دي /// آره همون...
*آسمان*
:)
استاد اسمان همين الان طبق استعلامي كه از ثبت احوال كردم گفتن والدين ايشون شما نيستين :)
*آسمان*
*والدين* که مسلما نميتونم باشم!!! يه نفر که بيشتر نيستم!!! :)
:) پَ چرا گفتين بچمون لابد دونفرين ديگه
*آسمان*
بچمون = بچه خانواده... و اينجانب ميشيم عمه جان بچه :)
اولا * ه* كجا رفته؟؟ تازه كجا *مون* رو خانواده ترجمه ميكنن؟:) تازه كجا *عمه* جزو خانواده محسوب ميشه ؟؟و از كجا معلوم بتون بگن *جان* شايد عمه ي خالي بخوان بگن :)
*آسمان*
معلومه اصن به قوائد فارسي تسلط ندارين....پيشنهاد ميکنم يه دوره بگذرونيد حتما :دي .... پسوند جان براي عمه يه جورايي توفيق اجباريه!!!! :)
استاد اسمان :) / نه اخوي بسيجيان بزرگوار ما از بچگي فقط پسر شجاع رو يادمونه :)
تشنه...
اي جان...عزيزم...خيلي نازه...سيد محمد طاها خانومه:)
*آسمان*
آره ... مثه اون دختر بود بهش ميگفتيم اصغر آقا :)
تشنه...
:-| ...آقا هم نميگفتيد...اصغر خالي...خوب شد من يه خانوم زدم تنگش
*آسمان*
: ) ) راست ميگي..حواسم نبود....و کلا اصغر خيلي برازندش بود
به قول فاطمه ي من*اي بي داد* چرا چادر سرش کرده:)
تشنه...
x-( /بله محمد طاها خانومم خيلي برازنده گيگيليتونه:)
*آسمان*
جانم.....انقد دلم ميخواد محمدطاهاي ما هم زودتر حرف بزنه.... :)
*آسمان*
آمپر چسبوند باز ....آره ... همه اول فک ميکنن دختره... :دي
تشنه...
آخرشم دختر ميشه:)با اون لاکاش:)
*آسمان*
آخيـــــــــــ.... هر دفعه که ميومد خونمون لاکاش رو بهم نشون ميداد....خيلي باحال بود
تشنه...
خجالت بکش...به جاي اينکه مرد بارش بياري هي شبيه دختراش کن...:)تازه ذوقم ميکنه
http://khodaiiii.parsiblog.com/Feeds/7106795/
بنده هم بشون عرض كردم از قول شما استاد تشنه : پوشاندن لباس زن ومرد بهم ممنوعه وياد دهي وتشويق وتاييد ضمني بچه به اين كار اشتباه بزرگتر ..وثبت چنين واقعه اي ديگه كلا جيز .. نشر چنين كاري كه ديگه كلا اعدام/ اما به راه راست منحرف نشدن :'( :)
*آسمان*
مامانش براش لاک زد به من چه!!!! ولي خيلي بامزه بود ميومد نشون ميداد...کفش هم پاش ميکنيم نشون ميده....
تشنه...
و کاربر آسمان هم از پيامرسان اخراج شده و به يه جاي بد تبعيد ميشن:)
*آسمان*
ما فقط راه مستقيم رو ميريم جناب سيدالکريم....انحراف به چپ و راستمون کار نميکنه ....
*آسمان*
فقط قبل تبعيد يادت باشه به فاميلمون بگي خواست بياد ملاقات برام کمپوت بياره....
تشنه...
ياد صبا(همون توپوليه) افتادم:)اونم هر کاري ميکنه نشون ميده:)اصن همه کاراش با اشاره چشمه:)
تشنه...
نه ديگه به فاميلتونم نميگم که از تنهايي اونجا ادب بشي
*آسمان*
دلم برا محمدطاهامون تنگ شد....
*آسمان*
بسکه نامردي...!
تشنه...
الهييي...خوبه زود به زودم ميبينيش...منم دلم برا بچه خواهرم (که ندارم البته)تنگ شد
*آسمان*
الان ديگه مطمئن شدم حالت خوب نيست...!!!
تشنه...
خب حالا به روم نيار...
*آسمان*
باشه : ) ) .... من برم...کليــــــــــــــ خوابم مياد!
تشنه...
باشه...برو خواهري...شبت بخير
*آسمان*
شب بخير...يا علي...
فطرس .
وااااي قربونش برم :-**
*آسمان*
انقد باحاله....ظهري خواب بودم اومد من رو بيدار کرد بعد در رفت....بعد برگشته ديده بيدار شدم در ميره ميگه عمَه عمَه :دي
*ندا*
دقيقا حالش کدوم قسمتش بود......بيدار....عمه......دررفت..
*آسمان*
همش باهم باحال بود...به خصوص عمَه گفتنش :دي
*آسمان*
جناب احساني نيا :)
*آسمان*
دلم براش تنگ شد ... :(
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top